جلال جلالى زاده
48
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
كه خداوند اراده كند ، مىشود و هرچه را كه اراده نكند ، نمىشود . ارادهى آمريه كه متعلق به طلب ايجاد مأمور به و عدم ايجاد منهى عنه است ، يعنى دوست دارد آنچه را كه واجب كرده است ، انجام داده شود . إرادهى انشايى : كه صيغهى إفعل و آنچه كه در معناى آن است ، براى آن وضع شده است . إرادهى تشريعى : ارادهاى است كه به افعال بندگان از حيث انجام و عدم انجام تعلق مىگيرد و مقصود از آن امر و نهى است . إرادهى تكوينى : ارادهاى است كه به تكوين و ايجاد اشيا تعلق مىگيرد . إرادهى حقيقى : يكى از اوصاف نفس است كه بر آن عارض مىشود و از اقسام ارادهى خارجى است . إرادهى خارجى : دو قسم است : إرادهى حقيقى كه صفتى است قائم به نفس و سبب تحريك عضلات به سوى انجام افعال مطلوب است . دوم : ارادهى انشاييه كه با صيغهى « إفعل » و غير آن ايجاد مىشود . إرادهى ذهنى : كه به آن ارادهى مصداقى ذهنى گفته مىشود و آن عبارت از توجه ذهن به سوى لفظ است . إرادهى لفظ : ارادهى معنى مؤكدتر از ارادهى لفظ است ؛ چونكه معنا ، مطلوب و لفظ وسيله است . أرباب خصوص : كسانى هستند كه معتقدند براى عموم صيغهى خاص نيست و صيغههايى كه براى عموم ذكر كردهاند ، براى خصوص وضع شدهاند و آن كمترين جمع است و جز با قرينه مقتضى عموم نيست . اين نظر ابن المنتاب مالكى و محمد بن شجاع بلخى حنفى است . إرشاد : تفاوتى در بين ارشاد و ندب نيست ، جز اينكه ندب براى پاداش اخروى و ارشاد براى يادآورى مصلحت دنيوى است . اركان : جمع ركن و آن اصل ، قوام و وجود هرچيزى است . اركان حكم : حاكم ، محكوم عليه ، محكوم فيه ، حكم . أرش : ديهى جراحات بدن و اعضاى آدمى است .